آتریساآتریسا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

آتریسا پرنسس کوچولوی مامان و بابا

دخمل طلای مامان دوستت دارم یه دنیا

    ن ا ن ازی مامان امروز بالاخره صد درصد شد که دخملی و منم وقتی دکترتایید کرد که دخملی ذوق کرده بودم و دایی میثمت گفت بالاخره به آرزوت رسیدی و اونم خوشحال شد. بعدش هم دکتر دستا و پاها و همه اعضای بدنتو یکی یکی بررسی کرد و نشونم داد وآخرسرهم گفت نی نی ناز شما خداروشکر سالمه ومشکلی نداره و من بیشتر ذوق کردم و خدارو هزاربار شکرکردم والبته وقتی دکترسونو میکرد من همش صلوات میفرستادم که جیگر مامانی سالم سالم باشه. وقتی که از اتاق سونو اومدیم بیرون مامان بزرگت منتظر خبردخمل بودنت بود که وقتی ازمن شنید اونم خوشحال شد و گفت دیدی از اول گفتم نوه گل من دختره.خلاصه تا اومدم بیرون به باباییت هم زنگ زدم و خبر سلامتیتو دادم و اونم ...
7 مرداد 1391

وای که یه دنیا دلتنگتم نازنینم..

سلام عسل مامانی. دلم برات یه ذره و یه کوچولوشده. فدات شم اونقدر دلم میخواد زودی این ماهها هم بگذره و سلامت سلامت بیای بغلم و ببوسمت که نگو.وای تا یه هفته دیگه هم باید منتظر بمونم تا بفهمم که دخملی یا پسمل . ولی از خدا میخوام که فقط سلامت باشی نانازمامان هر روز برات آهنگ لالایی میذارم و باهات حرف میزنم و قربون صدقت میرم و میگم کی میشه لگد بزنی به دل مامان . جیگر من هنوز 18 هفته ای هستی و خیلی کوچولویی، وای که دوست داشتم پیشم بودی و می چلوندمت.خاله مهنازت همش میگه بیاد همه جاشو گاز میگیرم، منم میگم دلت مییاد نی نی نانازمو اصلا نمیدم بغلت و نمیزارم گازش بگیری . اونم میگه من خالشم و به تو کاری ندارم. تازه میگه میخوام به دکترت بگم اگه بذاره بی...
29 تير 1391

خدایا شکرت که جیگرم سلامته...

سلام به جیگر طلای مامان،عزیزم اولین خبر خوشحالی من سلامتی تو و خوب بودن جواب آزمایش غربالگری سه ماهه اولت هست که وقتی جوابش اومد و دایی هات بهم اطمینان دادن کاملا سلامتی خدا رو هزاران بار شکر کردم و خیالم راحت شد.نفسم تو که خبر داری مامان دکترشوعوض کرده و دکتر جدیدت که خودش سونوهم میکنه یه کوچولو واسه اطمینان خودش تو رو سونو کرد و من دوباره تو رو دیدم و کلی ذوق کردم و خوشحال شدم که بابات میگفت خوب یهو تا نی نی رو دیدی خوشحال شدی و خنده اومد رو لبات که منم گفتم مگه میشه جیگرمو ببینم و واسش ذوق نکنم. الهی قربونت شم دست و پاهای کوچولوتو تکون میدادی . با قرصایی که دکتربهم داده دیگه بالا نمییارم و واسه همین بهتر میتونم تغذیه کنم که عسلم هم خوب ...
8 تير 1391

جیگر مامان چقدر نازی

سلام به جیگرمامان، الهی من قربون اون دستای نازت بشم آخه میدونی عزیزم دیروز مامانی رفت واسه آزمایش و سونو غربالگری بیمارستان پارس تا مطمئن بشه که عسل مامان حالش خوب خوبه و سلامته، وای جیگر نمیدونی وقت واسه اولین بار دیروز تو مانیتور دیدمت اونقدر ذوق زده شده بودم و قربون صدقت میرفتم که خدا میدونه، دکتر سونو هم واسه اینکه تو اون پوزیشنی که میخواد رو بگیری هی با پروپش میزد روی شکم مامان که یه بارش دو تا دستای نازتو بردی بالا و منم حرص میخوردم که نکنه اذیت بشی و میگفتم نی  نی من حرفتون رو گوش نمیده و تنبله و دکتر گفت نه خوبه و خلاصه دل تو دلم نبود که ازش بپرسم که سلامتی و دکتر هم آخرسونو گفت سالمی و همه چی خوبه و منم خدا رو هزارمرتبه شکر ...
21 خرداد 1391

اولین عروسی رو با مامان رفتی

سلام جیگر مامان، میبینی مامانت چه تنبل شده،خودت بهتر میدونی که چقدر حالم بده عزیزم چون تو وجود منی و ازحال و روز مامانی خبر داری، وای امان از این حالت تهوع و بالا اووردن ها، جیگر طلا الان تو هفته دهم هستم واز اول این هفته حالم خیلی بدتر شده و بالا اووردن هام که خیلی زیادتر شده.الهی قربونت شم پنج شنبه ٢٨ اردیبهشت واسه اولین بار رفتی عروسی، نمیدونم بهت خوش گذشت یا نه ولی مطمئنم از صدای آهنگ که خیلی زیاد بود مثل من کلافه شده بودی، آخه من همش میترسیدم تو بترسی و واسه همین خیلی حرص خوردم و همش دعا میخوندم که چیزیت نشه. مامان شدم دیگه همش استرس و نگرانی واسه عسلم دارم. الهی قربونت شم همونجور که قول داده بودی اون شب مامانو اذیت نکردی و حالم بد نش...
1 خرداد 1391

تپش قلب تو بهترین آهنگ زندگیمه

سلام به نی نی ناناز مامانی، الهی قربونت شم میدونی که مامان حالش خیلی خوب نیست و واسه همین کمتر برای عزیزدلش مینویسه. فدات شم امروز بالاخره صدای قلب نازنینت رو شنیدم وکلی ذوق کردم که قلبت میزنه،وای خدایا تالاپ و تولوپ صدای قلبت می اومد،البته فقط چند ثانیه شنیدم ولی خیلی خوشحال شده بودم و اون صدای ناز تو گوشمه، الهی به حق فاطمه زهرا (س) صدها سال قلبت بتپه و سلامت باشی عسلم،دکتر هم گفت که خداروشکر الان همه چیز طبیعی و خوبه و توهم جات خوبه و فعلا هیچ مشکلی نیست و منم خدا رو صد هزارمرتبه شکرکردم که مشکلی نیست. عکس سونو رو هم در اولین فرصت میذارم تو وبلاگت جیگر مامان.نی نی نازم جدیدا بیشتر اذیت میکنی و نمیذاری مامان هیچی بخوره، ولی خوب من به زو...
23 ارديبهشت 1391

ماهی کوچولوی من دلتنگتم

سلام جیگر مامان،حالت خوبه عزیزم؟من که خیلی حالم بد میشه عسلم،همش حالت تهوع دارم،قربونت شم تو چرا گرسنه نمیشی؟ یه کاری کردی مامان هم نمیتونه هیچی بخوره،همش میگم این جوجو کوچولو به باباش رفته که کم غذاست و به زور باید بگی یه چیزی بخور،الان اندازه یه ماهی کوچولوهستی نفس من،البته من خیلی نگرانم که خوب رشد نکنی چون به زورلیمو تازه یه کم غذا میتونم بخورم، ولی تمام سعیمو میکنم که غذا بخورم تا تو خوب رشد کنی.من خیلی واسه سلامتیت دعا میکنم و همش از خدا میخوام که تو سلامت باشی عزیزم،خیلی مواظب خودت باش و واسه مامان هم دعا کن کوچولوی من،دوستت دارم، بوووووووس   ...
16 ارديبهشت 1391